|
|
|
||||
|
سال پیامبر اعظم گرامی باد به نام آنکه عقل را ،خرد و فِکرت آموخت و او را رسول باطن قرار داد و انسان را راهنما گشت در زمان ودوره جاهلیت خویش . و چون انسان نتوانست آن بار امانت را تمام وکمال و به سلامت به سر منزل مقصود برساند پیامبرانی را به سوی او روانه داشت تا کلام الهی وحق را در کام خفته و تشنه خلق جاری سازند. و در این هدایت بود که روح انسانیت و مهربانی و تواضع و عدل را در او که بیگانه از این مفاهیم وعبارات بود زنده نمود و وحی را که همان رسول ظاهری است به انسان ابلاغ نمود . و بسیار پبامبران آمدند و هر کدام موید پیامبران قبل و مبشّر پیامبران بعد شدند، تا به زمانی رسید که مژده آمدن فرزندی از فرزندان ابراهیم خلیل ا... از صحرای عربستان نوید آمد که او را نام احمد است ونامش چون صفتش است وغیر آن بر او روا نباشد یعنی ستوده و پسندیده. پسندیده و ستوده چه در خلق وخو و چه در منصب و کردار ورفتار. گرچه حضرتش در کودکی مهر وعطوفت پدر را به طور کامل تجربه ننمود ولی قضای الهی بر این مهم تقدیر گشت ،آنکه میبایست یاری دردمندان و مستمندان و یتیمان باشد خود جرعه ای درد کشیده در این وادی طلب باشد تا بتواند نقش پدری یک امت بزرگ را مومنانه بر دوشی که مهر نبوت از سوی ذات اقدس کبریایی بر آن هویدا بود را ایفا سازد . و از رنج گرفتاری ودرماندگی امت خویش که مسلمان نام گرفت بسی رنج وغصه بر او عارض می گردید زیرا که او پیامبر لطف و رحمت است و مصداق این کلام را خداوند حکیم در قرآن تعالی چنین میفرماید :پیامبری به سوی شما آمده است که رنج وناراحتی شما بر او گران است و او را رحمة للعالمین نامیده ایم. اوست که یگانه علت پایداری کائنات و ممکنات و مخلوقات است .کسی است که خداوند از برای او تندیس ِ ((و لولاک افلاک)) را مزیّن نموده است . پیامبریست نه برخاسته از قشر مرفه و بی درد وثروتمند و ثروت اندوز جامعه که به پا خیزد و پیامش را ابلاغ کند راهی کاخ سلاطین گردد بلکه پیامبریست از جنس من و تو ، یکی برخاسته از بین ما ، کسی که در بین ما می زیست و عامی بود و تمام کاخ سلطنتش چند اتاق گلی بود که خود در گِل و خاک کشیدنش شرکت کرده بود و بارگاه و تختش تکه چوبی بود انباشته از برگهای خرما . این همهء دستگاه او بود و همه فشاری که برای ساختنش بر مردم وارد نمود و تا بود چنین بود و چنین از دنیا رفت . مخاطب پیامش مستضعفان و بیچارگان بود و از برای آنان از برابری و برادری- که در آن عصر چون حلقه گمشده ای در بیابان مینمود - بسیار سخن گفت و در نهایت نیز مستضعفان را وعده ء میراث داری زمین را بشارت بخشید. و امروز چه بسیار باید بر خود بالید که چون اویی پیشوا و پیامبر مسلمانان جهان است و ما او را پیامبر بزرگ خویش میدانیم . زندگی پر برکتش چنان الگو و راهنمایی است برای کسانی که دنیا را قصر لجاجت های خویش قرار داده اند و تنها نوشیدن جرعه ای از جام زندگانی او تاثیری چون دم مسیحایی عیسای ناصری را دارد و کلامش در دریای حدیث شیعی چون عصای موسی را ماند که دریای سردر گمی و نادانی وجهل را میشکافد او را به ساحل نجات و به سوی ارض موعود که مصداق((انی تارک فیکم..))میباشد، میرساند. نوای دل انگیز کلامش ، یادآور نوای دلکش داوود نبی ست که خود معجزه ای دیگر است و صبرش در سالهای شعب ابیطالب طلایه دار صبر ایوب ...........و به همین سان او را پیامبر خاتم نامیده اند که هم دارنده تمام خصایل برادران پیامبر گذشته خویش باشد و هم بشر را به آن ظرفیتی از کمال برساند که خزانه دار اسرار الهی بشوند و صحتی بر این کلام مقدس که خلیفةاللهی انسان بر زمین باشد. بلغ العلی به کماله کشف دجی به جماله حسنت جمیع و آله صلو علیه و آله چنین الگو و اسوه ای را عالم کائنات تا بحال به خود ندیده است و برای انسانی که در حال حاضر در عصر دود وآهن و تکنولوژی زندگی می کند و گسستی که در بین او و خودِ واقعی او عارض است دچار نسیان و فراموشی گردد و در این باب هیچ کلامی غیر از تذکری و یاد آوری او را به خود نیاورد که شاید تلنگری باشد برای خودش و خودِ بیدارش را ببیند و بداند که از کجاست و به کجا میرود و چه تلنگری بالاتر و چشمگیرتر از روزهایی که در آن می زید و سالی را که سپری میکند به نام سال پیامبر اعظم باشد . "سارنگ حسن پور"
+
نوشته شده در بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 19:19 توسط سجاد الکتور
|
|
|||||
|
|||||